تبليغاتX
شميم شعر

شميم شعر

شعر و ادبیات

 

با سپاس از همه عزیزانی که در حضور و یا از طریق پیامک و ارسال پیام به وبلاگ و درج آگهی در روزنامه ها و نشریات به تسلی ام شتافتند.

این غزل را تقدیم می کنم به پدرم

که با نگاهی سرشار از تسلیم و آرامش پر کشید:

 

من از مسیر عبور تو رهگذر شده ام

در آسمان تو این گونه بال و پر شده ام

همین که چشم گشودم چه سربلند شدی

که من هم از پی آن سه پسر، پسر شده ام

هنوز آن پسر کوچک توام ای مرد

اگرچه من خودم این سال ها پدر شده ام

پدر شدم که به سرحد بی کران برسی

ولی بدون تو اکنون چه مختصر شده ام

چقدر شاخه ی بی گل ترا نخواهم دید؟

چگونه پشت چهل باغ، بی ثمر شده ام؟

تمام عمر شبیه تو بودم و امروز

به زخم های نجیبت شبیه تر شده ام

اگرچه کودکی ام پشت بادها گم شد

و با تموج پاییز همسفر شده ام –

هنوز آن پسرم، ایستاده در باران

که زیر تازه ترین زخم خویش تر شده ام

 


نويسنده : احمدرضا قدیریان ساعت 22:48 تاريخ جمعه هجدهم بهمن 1387
دسته بندي :

          لينک مطلب